خادمیاران و یاوران رضوی منطقه ۱۴ با حضور در منزل برادر شهیدان محمد و مرتضی(میثم) شکوری گرکانی یاد این دو شهید را گرامی داشتند.

به گزارش شبکه خادمان رسانهای کانونهای خدمت رضوی استان تهران، اعضای کانون ایثار و شهادت منطقه ۱۴ در بیت برادر شهیدان محمد و مرتضی شکوری گرکانی به پاس رشادتهای این دو شهید محفلی برپا و از خانواده آن دو تقدیر کردند.
مصطفی شکوری برادر شهیدان شکوری که پس از والدین خود رسالت زنده نگهداشتن یاد برادران شهید خود را بر عهده دارد، در این دیدار به نقل خاطراتی از محمد و مرتضی پرداخت و حاضران را میهمان روایت زندگی این دو شهید کرد.
مصطفی شکوری ابتدا از شهید محمد گفت که با اینکه سن و سال کمتری داشت؛ اما گوی سبقت را از دیگر برادران خود ربود و اولین نفر راهی جبهه و ۱۹ بهمن ۱۳۶۱ به یکی از حماسهسازان سرزمین فکه تبدیل شد.
شهید محمد شکوری پنجمین فرزند خانواده و زاده ۳ آذر ۱۳۳۹ بود و آنچه در خاطرهها از او باقی مانده، غیرت و حساسیتش نسبت به مسئله حجاب است.

به گفته برادر شهید محمد نسبت به خانواده و موضوع حجاب بسیار حساس و غیرتی بود و بدون هیچ ابایی رعایت آن را به همگان گوشزد میکرد. با اینکه در زمان طاغوت حجاب معنایی نداشت؛ اما بانوان محله به این حساسیت او واقف بودند و به رعایت حجاب خود در محل اهمیت میدادند.
محمد پس از پایان تحصیلات دوره راهنمایی برای کمک به معیشت خانواده پرجمعیتشان کنار پدر مشغول به کار شد تا اینکه در شیپور جنگ دمیدند و او عزم خود را برای دفاع از وطن جزم کرد و سرانجام زندگیاش را خود رقم زد.
روایت شهادت محمد شکوری پردهای از غیرت و مردانگی او را تصویر میکند. هنگامی که گروهان تحت فرماندهی او در محاصره بعثیها قرار میگیرد و مجبور به عقبنشینی میشود، فریادهای غیورانه و باصلابت او که میگفت برنگردید، مگر نمیبینید امام زمانتان تنهاست؛ رزمندهها را متوقف کرد.

محمد در آن لحظات به تنهایی با جعبه مهماتی به خط میزند تا امام زمانش را یاری دهد که در همین حین انفجار خمپارهای درهای آسمان را به روی او میگشاید.
پیکر شهید محمد شکوری ۱۳ سال میهمان خاک فکه بود و پس از آن در گرکان و در کنار مزار برادر شهیدش آرام گرفت.
اما شهید مرتضی معروف به میثم فرزند سوم و متولد ۱۳۳۵ بود. پس از مهاجرت خانواده شکوری از گرکان به تهران او هم در کنار پدر مشغول به کار شد.
مرتضی از همان ابتدا وارد مبارزات سیاسی شد و به دلیل چالاکی و چابکی و شجاعتش در خط مقدم درگیری با ساواک و گروهکهای التقاطی حضور داشت تا جایی که طبق اسناد به دست آمده از خانههای تیمی، نام شهید مرتضی در لیست ترور آنها قرار داشت و به همین دلیل نام مستعار میثم را برای خود برگزید.

با اینکه شهید میثم تا مقطع راهنمایی تحصیلات خود را ادامه داده بود؛ اما بهشدت اهل مطالعه بود، آن هم برای اینکه بتواند در بحثهای ایدئولوژیک با گروهکهای منحرف دست برتر داشته باشد. به گفته برادر شهید پس از شهادت میثم چند چمدان از کتابهای او به کتابخانهها اهدا شد.
در آستانه پیروزی انقلاب میثم در دستگیری بختیار نقش داشت و پس از پیروزی انقلاب و تثبیت نظام جمهوری اسلامی به محل کارش برگشت و به کار خود ادامه داد.
اما آغاز جنگ تحمیلی فصل جدیدی را در زندگی میثم رقم زد. او در دوران خدمت نفر اول تیراندازی و آمادگی جسمانی بود. همین سبب شد بهعنوان مسئول تاکتیک پادگان امام حسین(ع) انتخاب شود.
ورزیدگی، جدیت و مهارتهای میثم از او استادی بینظیر در تکنیک و تاکتیک رزمی و نظامی ساخت و هنوز هم از دوره نظامی «شهید میثم» بهعنوان دورهای منحصربهفرد یاد میشود.
زمین پادگان امام حسین(ع) برای میثم میدان نبرد بود و برای اینکه بسیجیها پس از دوره ۳ماهه آموزش خود با آمادگی کامل وارد نبرد شوند؛ از هیچ تلاشی فروگذار نمیکرد.

جدیت، تعهد و تخصص میثم او را در زمره بهترین مربیها قرار داده بود. شهید میثم که به میزان فشار و سنگینی آموزشهایش واقف بود، همیشه برای دادن انگیزه و روحیه به نیروهایش در اجرای تاکتیکها پیشقدم میشد. سختگیریهای بهجای میثم از او یک مربی تمامعیار ساخته بود.
به گفته شاگردانش آخرین قابی که شهید میثم شکوری برای رزمندهها میساخت، کاملاً برخلاف چهره و روحیه جدی او در آموزش بود. میثم شب آخر حضور رزمندهها در پادگان وارد سالن استراحت آنها میشد و پس از اعلام بیدارباش، دستور میداد رزمندهها پوتینها را در بیاورند. سپس با بوسیدن پای شاگردانش با چشمانی اشکبار از آنها حلالیت میطلبید و میگفت دلیل سختگیریهای من این بود که در میدان نبرد آسیب کمتری ببینید و آمادگی بیشتری برای رزم و مقابله با دشمن و خدمت به جبهه اسلام و ایران داشته باشید.
این لحظاتی باورنکردنی؛ اما پر از مهر و مردانگی بزرگترین و ماندگارترین درس شهید میثم به رزمندهها بود.

اما فرماندهان به دلیل تبحر و خدمات ارزنده میثم به او اجازه حضور در جبهه را نمیدادند تا اینکه پس از اصرارهای بسیار توانست سال ۶۳ همراه شهیدان کاظم رستگار، بهمن نجفی و ناصر شیری راهی مناطق عملیاتی شود و مزد جهادش را در این سفر از پروردگارش بگیرد.
منطقه عملیاتی شرق دجله وعملیات بدر وعدهگاه میثم با پروردگارش بود و شهادتی که پیش از اعزام در رؤیای صادقهای به او الهام شده بود، در آن سرزمین به او اعطا شد. شهادتی که در آخرین نامهاش به خانواده برای مادر مسجل شد و خبر از پایان مأموریت میثم روی این کره خاکی میداد.

این محفل شهدایی با قرائت صلوات خاصه حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) و تقدیر از خانواده شهیدان محمد و میثم شکوری با اهدای تبرکات رضوی به پایان رسید.
